قسمت های قبلی پیر چنگی با سلام به دوستان همراه عزیز برگردیم به داستان پیر چنگی ... همانطور که امیدوارم به یاد داشته باشید داستان ما در مورد پیر چنگ نوازی بود که در دوران پیری رونق کار خود را از دست داده و از ناراحتی راهی گورستان شد و برای خداوند شروع به نواختن کرد ... از طرفی عُمر خوابی دید ... بانگی در خواب به او گفت که بنده ی خاص و محترم ما را دریاب. او در گوستان است ، از بیت المال 700 دینار بردار و پیش او برو و به عنوان مزد نوازندگی اش (ابریشم بها) این مبلغ را به او بده و بگو که وقتی پولش تمام شد دوباره همین جا بازگرد. عمر از خواب پرید و کیسه ی پول به دست به سمت برگ بی برگی ...
ما را در سایت برگ بی برگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 209 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 9:35